• ویژه نامه میلاد امام هادی علیه اسلام

  • ویژه نامه زیارت غدیریه

اخبار > باب اشاره و نص بر امام محمد تقى و امام على نقى (ع)
 


شماره خبر :١٢٦٢٩٩ 

  تاریخ انتشار خبر : 1391/03/30    ا   ٠٠:١٠
 
باب اشاره و نص بر امام محمد تقى و امام على نقى (ع)
اسماعیل بن مهران گوید: چون ابو جعفر (ع) نخستین بار از مدینه به بغداد مى‏رفت، هنگام سفر به او گفتم: قربانت، من در این سوى که میروى بر تو نگرانم، پس از تو امر امامت با کیست؟ با لب خندان به سوى من برگشت و فرمود: غیبت من در این سال چنان نیست که تو گمان مى‏کنى، و چون در سفر دوم نزد معتصم مى‏رفت خدمتش رسیدم و عرض کردم: قربانت شما مى‏روید بفرمائید این امر امامت بعد شما با کیست؟ آن حضرت گریست تا ریش مبارکش تر شد و سپس رو به من کرد و فرمود: در این سفر من مورد خطرم، امر امامت بعد از من با پسرم على (ع) است.
شبکه و پایگاه تخصصی امام هادی علیه السلام : باب اشاره و نص بر امام محمد تقى و امام على نقى (ع)

  نویسنده : سید خلیل شاکری

1- یحیى بن حبیب زیّات گوید: به من خبر داد کسى که نزد ابى الحسن الرضا (ع) نشسته بود که چون از خدمت آن حضرت بر خواستند، فرمود: ابا جعفر را (امام محمد تقى) ملاقات کنید و به او سلام بدهید و با او تجدید عهد کنید، و چون آن جمع برخاستند و رفتند رو به من کرد و فرمود: خدا مفضل را رحمت کند، او به کمتر از این قناعت مى‏کرد.

2- معمر بن خلاد گوید: از امام رضا (ع) شنیدم، چیزى گفت و فرمود: چه حاجتى به این دارید؟ این ابو جعفر است که او را به جاى خود نشاندیم و جانشین خود کردم و فرمود: ما خاندانى هستیم که صغیر ما از کبیر ما ارث برند به مانند هم هیچ تفاوتى ندارند- یعنى کم سنّى او مانع از مقام امامت و تصدى خلافت حقّه نیست. از مجلسى ره- و ذکر شیئاً- یعنى چیزى از نشانه‏هاى امامت را یاد آور شد یا آنکه راجع به انحصار امامت در اولاد حسین چیزى گفت و فرمود به برادرها نمى‏رسد و از این مطالب راجع به امر امامت و بعضى آن را ذکر از مجهول باب تفعیل دانند، یعنى حضور آن حضرت عرض شد.

3- محمد بن عیسى گوید: من خدمت ابى جعفر دوّم (ع) رسیدم، او در باره چیزهائى با من مناظره کرد و سپس فرمود: اى اباعلى شک را از دل خود بردار، پدرم جز من ندارد.

4- حسین بن بشّار گوید: ابن قیاما به ابى الحسن الرضا (ع) نامه نوشت و در ضمن گفت: چطور تو امامى با این که پسر و جانشین ندارى، امام رضا (ع) با چهره خشمگین به او جواب داد: تو از کجا مى‏دانى که من پسر ندارم، به خدا روزگارى نگذرد جز آن که خدا به من پسرى دهد که به وسیله او فرق میان حق و باطل نهد (ابن قیاما همان حسین است که واقفى مذهب بوده است).

5- ابن ابى نصر گوید: ابن النجاشى به من گفت: بعد از سرور تو (امام رضا ع) امام کیست؟ من دلم مى‏خواهد از او بپرسى تا من بدانم، من خدمت امام رضا (ع) رسیدم و به او خبر دادم گوید: به من فرمود: امام پسر من است، سپس فرمود: کسى جرات دارد بگوید: پسر من، و اولادى نداشته باشد؟.

6- معمر بن خلّاد گوید: پس از ولادت ابى جعفر (محمد تقى ع) نزد امام رضا (ع) چیزى مذاکره کردیم (در امر امامت) فرمود: چه نیازى به این سخن‏ها دارید؟ این ابو جعفر است که به جاى خود نشانده‏ام و جانشین خود کرده‏ام.

7- ابن قیاما واسطى گوید: داخل شدم بر على بن موسى (ع) و بدو گفتم: آیا دو امام (در یک زمان) خواهند بود؟ فرمود نه جزاین که یکى از آن دو صامت و ساکت باشد، بدو گفتم: این شما هستید که بعد از شما براى شما امام صامتى نیست و هنوز ابو جعفر (محمد تقى ع) براى او متولد نشده بود به من فرمود: به خدا که خدا براى من فرزندى قرار دهد که به وسیله او حقّ و أهل حقّ را ثابت نگهدارد و باطل و اهل باطل را محو سازد، بعد از یک سال ابو جعفر (محمد تقى ع) متولد شد و ابن قیاما واقفى مذهب بود.

8- حسن بن جهم گوید: خدمت امام رضا (ع) نشسته بود پسرش را که هنوز صغیر بود پیش خواند و در کنار منش نشانید و به من فرمود: او را برهنه کن و پیراهنش را بکن، من پیراهن او را بیرون آوردم، به من فرمود: میان دو شانه‏اش را نگاه کن من نگاه کردم و ناگاه دیدم در یکى از دو کتفش مانند مُهرى است که در گوشت فرو رفته، سپس فرمود: این را مى‏بینى؟ مانند آن در همین جا بر شانه پدرم بود.

9- ابى یحیى صنعانى گوید: من خدمت امام رضا (ع) بودم پسرش ابو جعفر (ع) را که صغیر بود آوردند، فرمود: این است مولودى که براى شیعیان ما از او با برکت‏ترى زائیده نشده.

10- صفوان بن یحیى گوید: به امام رضا (ع) گفتم: ما پیشتر دعا مى‏کردیم که خدا ابو جعفر (ع) را به شما ببخشد، شما مى‏فرمود: که خدا پسرى به من خواهد داد، اکنون خدا او را به شما بخشید، چشم ما را روشن کن (یعنى امامت او را اعلام کن) خدا روز مرگ تو را به ما ننماید، اگر پیش آمدى شد به چه کسى‏مراجعه شود؟ با دست خود اشاره به ابى جعفر (ع) کرد که برابرش ایستاده بود، گفتم قربانت این پسرى سه ساله است؟ فرمود: کم سالى به امامت او زیانى ندارد، عیسى (ع) سه ساله بود که قیام به پیغمبرى و اقامه حجت الهیه نمود (در اعلام الورى از کافى کمتر از سه سال نقل شده است- تصحیح آقاى غفارى).

11- معمر بن خلاد گوید: از اسماعیل بن ابراهیم شنیدم به امام رضا (ع) مى‏گفت: در زبان پسرم سنگینى است، او را فردا خدمت شما مى‏فرستم تا دستى به سرش بکشید و برایش دعا کنید، زیرا او چاکر و پیرو شما است، فرمود: او چاکر و پیرو ابى جعفر است، فردا او را نزد وى بفرست.

12- محمد بن حسن بن عمار گوید: در مدینه خدمت على بن جعفر بن محمد علیهِم السلام نشسته بودم، من دو سال خدمت او بودم و اخبارى را که از برادرش (امام کاظم ع) شنیده بود مى نوشتم، در این میان به ناگاه ابو جعفر محمد بن على الرضا (ع) در مسجد پیغمبر بر او وارد شد و على بن جعفر بى‏کفش و رداء از جا جست و خدمت او رسید و دست او را بوسید و او را احترام نمود، ابو جعفر (ع) به او فرمود: عمو جان بنشین خدایت رحمت کند گفت: اى آقاى من چطور بنشینم و شما ایستاده باشید؟ چون على بن جعفر به مسند خود برگشت (مثل این که مجلس درسى داشته) اصحابش او را سرزنش کردند و مى‏گفتند: تو عموى پدر او هستى و با او این کار مى‏کنى؟ فرمود: خاموش باشید، در صورتى که خدا عز و جل‏ (دست به ریش سفید خود گرفت) این ریش سفید را لایق امامت ندانسته و این جوان را لایق و اهل دانسته و او را بدان مقام که باید متمکن ساخته، من منکر فضل او گردم، نعوذ بالله، بلکه من بنده او هستم.

13- خیرانى از پدرش گوید: من در خراسان برابر ابو الحسن (امام رضا ع) ایستاده بودم، یکى گفت: اى آقایم من اگر پیشآمدى شد به که مراجعه شود؟ فرمود: به ابى جعفر پسرم، گویا آن گوینده سنّ ابو جعفر را کم شمرد، امام رضا (ع) فرمود: به راستى خدا تبارک و تعالى عیسى بن مریم (ع) را رسول و پیغمبر و صاحب شریعت تازه مبعوث کرد در سنى کوچک‏تر از سنى که ابو جعفر دارد.

14- زکریا بن یحیى بن نعمان صیرفى گوید: شنیدم على بن جعفر براى حسن بن حسین بن على بن حسین باز مى‏گفت که: به خدا، خداوند ابو الحسن الرضا (ع) را یارى کرد، حسن به او گفت: آرى به خدا قربانت برادرانش به او شوریدند و ستم کردند.
على بن جعفر فرمود: آرى به خدا، ما عموهاى او هم به او ستم کردیم، حسن به او گفت: قربانت شما چه کردید، من از وضع شما اطلاعى ندارم؟ گوید: فرمود که: برادرانش به او گفتند و ما هم نیز به او گفتیم که: میان ما هرگز امامى سیاه چرده نبوده.

امام رضا (ع) فرمود: او پسر من است، گفتند: رسول خدا (ص) به طبق قیافه حکم صادر کرده، فرمود: شما قیافه‏شناسانرا بخواهید ولى من نمى‏خواهم و به آنها خبر ندهید براى چه دعوتشان مى‏کنید و همه در خانه خود باشید، و چون آمدند ما همه در باغ نشستیم و عموها و برادرها و خواهرها در صف شدند، به امام رضا (ع) جبّه پشمى پوشیدند و کلاه پشمى بر سر او نهادند و یک بیل سر شانه او گذاردند و به او گفتند: برو در باغ و به مانند یک کارگر باغ باش، سپس ابى جعفر (ع) را آوردند و به آن قیافه‏شناسها گفتند: این پسر را به پدرش منسوب سازید، گفتند: پدرش در میان این جمع نیست ولى این عموى پدر او است و این هم عموى او است و این هم عمه او است و اگر پدر او اینجا باشد باید همین کارگر باغ باشد، زیرا هر دو پاى این بچه و هر پاى او یکى است و چون امام رضا (ع) نزد آنها برگشت، گفتند: همین پدر او است.

على بن جعفر گوید: سپس من خواستم و لب بر لب ابو جعفر (ع) نهادم و آب دهانش را مکیدم و گفتم: من گواهم که تو امام من هستى نزد خدا، امام رضا (ع) گریست و سپس فرمود: عمو جان نشنیدى که پدرم مى‏فرمود: رسول خدا (ص) فرموده: مى‏آید پسر بهترین کنیزان، فرزند کنیز نوبى نژاد خوش دهان (دهانش خوشبو است) و نجیب زهدان، واى بر آنان خدا لعنت کند اعیبس و نژادش را که فتنه انگیز است و آنها را چند سال و چند ماه و چند روز مى‏کشد، به خوارى آنها را مى‏راند و جام ناگوار تلخى به کامشان مى‏ریزد، او است امام غائب و در بدر و خون خواه، پدر و جدش به قربانش، غیبت کند و در باره او گویند: مُرد یا نابود شد، به کدام دره افتاد، اى عمو جان آیا این امام جز از نسل من است، گفتم: قربانت، راست فرمودى.

باب اشاره و نص بر ابى الحسن سوّم امام على نقى (ع)

1- اسماعیل بن مهران گوید: چون ابو جعفر (ع) نخستین بار از مدینه به بغداد مى‏رفت، هنگام سفر به او گفتم: قربانت، من در این سوى که میروى بر تو نگرانم، پس از تو امر امامت با کیست؟ با لب خندان به سوى من برگشت و فرمود: غیبت من در این سال چنان نیست که تو گمان مى‏کنى، و چون در سفر دوم نزد معتصم مى‏رفت خدمتش رسیدم و عرض کردم: قربانت شما مى‏روید بفرمائید این امر امامت بعد شما با کیست؟ آن حضرت گریست تا ریش مبارکش تر شد و سپس رو به من کرد و فرمود: در این سفر من مورد خطرم، امر امامت بعد از من با پسرم على (ع) است.

2- خیرانى از پدرش که او گفته: بر در خانه ابى جعفر (امام نهم ع) ملازم خدمتى بوده که بر آن گماشته بوده است، و احمد بن محمد بن عیسى سحرگاه هر شب مى‏آمد تا علت بیمارى او را بپرسد و بداند و آن فرستاده‏اى که میان ابى جعفر و میان پدرم رفت و آمد مى‏کرد، وقتى مى‏آمد احمد از نزد پدرم خارج مى‏شد و پدرم با او خلوت مى‏کرد.

یک شب من بیرون رفتم و احمد بر خاست و پدرم با فرستاده امام خلوت کرد و احمد عقبگرد کرد و در جایى که صحبت آنها را مى‏شنید ایستاد، فرستاده امام به پدرم گفت: آقا و مولاى تو به تو سلام مى‏رساند و مى‏فرماید: من، در مى‏گذرم و امر امامت با پسرم على است و او بعد من بر شما همان حقى را دارد که من بعد از پدرم بر شماها داشتم، فرستاده امام رفت و احمد به جاى خود برگشت و به پدرم گفت: فرستاده امام با تو چه گفت؟ پدرم گفت: خیر بود: احمد گفت: آنچه را گفت من شنیدم، تو از من کتمان مکن و آنچه شنیده بود باز گفت.

پدرم گفت: این که کردى خدا بر تو حرام کرده زیرا خدا تعالى مى‏فرماید (12 سوره حجرات): «تجسس نکنید» ولى این گواهى را داشته باش، شاید روزى بدان نیازمند شویم و مبادا تا موقع آن به کسى اظهار کنى، و چون صبح شد پدرم مضمون این رسالت را در ده ورقه جداگانه نوشت و مهر کرد و آنها را به ده تن از وجوه و بزرگان شیعه سپرد و گفت: اگر پیش از آن که من آنها را از شماها مطالبه کنم مردم شما اجازه دارید آنها را باز کنید و هر چه در آنها نوشته است اعلام کنید.

چون ابو جعفر (امام نهم) در گذشت، پدرم مى‏گفت: هنوز از منزلش بیرون نیامده بود تا چهار صد کس جلو او را گرفتند و (از گزارش او) به امامت امام دهم یقین حاصل کردند و رؤساى شیعه نزد محمد بن فرج گرد آمدند و در امر امامت به گفتگو پرداختند و محمد بن فرج به پدرم نوشت و از اجتماع آنها گزارش داد و اظهار داشت که اگر خوف شهرت و کشف مطلب نبود با همه جمعیت نزد او مى‏آمد و در خواست کرده بود که به منزلش برود، پدرم سوار شد و به منزل محمد بن فرج رفت و دید همه مردم آن جا جمع شده‏اند، به پدرم گفتند: در امر امامت تو چه عقیده دارى؟.

پدرم به کسانى که آن ورقه‏هاى سر بسته را داشتند گفت:
آنها را بیاورید آن ورقها را حاضر کردند و پدرم گفت: این دستورى است که به من رسیده، برخى از حاضران گفتند: ما دوست داشتیم که با تو شاهد دیگرى هم بود، پدرم گفت: خدا عز و جل آن را هم شما آورده است. این ابو جعفر اشعرى هم گواه شنیدن این پیام است و از او خواست که به هر چه نزد او است گواهى دهد، احمد در اول، منکر شد که چیزى شنیده باشد و پدرم او را به مباهله دعوت کرد و چون بر او محقق کرد و ثابت کرد، گفت: من این را شنیدم، این یک افتخارى بود که مى‏خواستم نصیب یکى از عرب شده باشد، نه نصیب یک مرد عجمى و آن قوم از جاى خود بیرون نرفتند تا همه معتقد به حق گردیدند.

3- از محمد بن حسین واسطى است که شنیده احمد بن ابى خالد خادم و وابسته ابى جعفر (ع) نقل مى‏کرده که آن حضرت او را بر این وصیّت که در نسخه‏اى ثبت بود گواه گرفت:
گواه است احمد بن ابى خالد مولاى ابى جعفر که ابو جعفر محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب عَلَیْهِمُ السَّلامُ او را گواه گرفت که وصیّت کرد به پسرش على (ع) نسبت به خودش و خواهرانش و کار موسى را (پسر دیگر امام که ملقّب به مبرقع بود) هم وقتى بالغ شد بدو سپرد و عبد الله بن مساور را (مشاور خ ل) برتر که خود گماشت از مزرعه‏ها و اموال و مخارج و مملوک‏ها و جز آن تا وقتى على بن محمد بالغ شود عبد الله بن مساور همه را به او سپارد در همان روز بلوغ، تا به کار خود و خواهران خود قیام کند و او هم کار موسى را (پس از بلوغ) به خودش واگذارد تا براى اداره کار خود قیام کندبعد از آن دو (امام هادى و عبد الله بن مساور) طبق شرطى که پدر آنها در صدقات و اوقافى که وقف نموده مقرر داشته است، تاریخ روز یک شنبه سوّم ذى حجه سال دویست و بیست، احمد بن ابى خالد گواهى خود را به خط خود نوشت و حسن بن محمد بن عبد الله بن حسن بن على بن حسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام معروف به جوّانى به مانند همین گواهى را به دست خود نوشت و نصر خادم هم گواه است و گواهى خود را به دست خود نوشته است.

منابع:
- اصول کافى- ترجمه کمره‏اى ج‏2، ص 519.

 
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
» عضویت «
تازه ها
ظهور حضرت هادى، غروب هجران است
بیان واقعیت‌های عالم در «زیارت جامعه کبیره»/ دلیل وقوع کرامات توسط امام هادی(ع)
برنامه پاکیزه پیرامون امام هادی (ع) ویژه اندروید
برنامه زندگینامه امام هادی علیه السلام (علی النقی)
ویژه نامه میلاد امام هادی علیه اسلام
دانلود والپیپرهای ولادت امام هادی (علیه السلام)
رمزگشانی امام هادی علیه السلام از راز روزهای هفته
ویژه نامه ماه خدا در سیره امام خوبی ها امام هادی علیه السلام
ویژه نامه زیارت غدیریه
پیام‏های تبریک به مناسب میلاد امام هادی علیه السلام
نرم افزار ره توشه ذاکرین دو + دانلود
فراخوان شعر با موضوع امام رضا ، امام هادی ، امام جواد، امام حسن عسگری علیهم السلام
ارائه 42 هزار کتاب اسلامی در سایت‌ امام هادی (ع)
مبلغی که از سوی امام هادی(ع) به ری آمد
همایش ملی سبک زندگی امام هادی(ع) در واحد سمنان آغاز به کار کرد
همایش ملی سبک زندگی امام هادی(ع) در سمنان برگزار می شود
انسان 250 ساله ، کتابی که باید خواند + دانلود
هدیه امام هادی (ع)به اهل تهران
همایش ملی سبک زندگی امام هادی(ع)
امام جواد علیه‌السلام؛ دشمن نفاق
میلاد امام دهم شیعیان امام علی النقی فرخنده باد
گفتار از استاد رحیم پور ازغدی پیرامون اهانت به پیامبر اعظم + دانلود
كنگره سراسری امام محمدتقی(ع) در خرم‌آباد برگزار می‌شود
تعداد برگزیدگان کنگره ملی شعر امام هادی (ع) به 15 نفر افزایش یافت
همایش ملی سیره پژوهی امام هادی برگزار می شود
یك بهانه دست خدا بدهید
طراحان و بازیگران کمپین امام نقی چه کسانی بودند؟ + تصاویر
تخریب بزرگترین حرم شیعیان در شمال آفریقا + فیلم و تصاوير
بقیع از آغاز تا همین امسال
کنگره بین المللی امام علی النقی
زندگاني امام علي الهادي عليه السلام
شرح حدیثی از امام هادی علیه السلام توسط آیت‌ الله مجتبی تهرانی
اصابت گلوله خمپاره به شهر كاظمين 7 شهيد و 40 مجروح برجاي گذاشت
اهانت به امام هادي(ع) مي‌تواند يک اهانت استراتژيک محسوب شود
هدف اصلي هتک حرمت‌ ها مخالفت با ولايت ائمه (ع) است
بازی آن‌لاین "شلیک به مرتد" + لینک
شعبده باز گستاخ و معجزه امام
15 فضیلت امام هادی علیه السلام
امام هادی و شیعه‌نمای تفرقه‌افکن
پیشینه زیارت جامعه کبیره